"و دو کار کار نشده با فرشته فرشاد
آبیها ها فرشته سیا ه ها فرزانه مرادی"
1-
با شاکر شروع میکنم
کیاست را و نمکی گندیده چیزهایی زیر زمینی
ایزد مجوز نگرفت دجله ددزد در آمد از خاک
شیطان میزهای هشت و نیم
کودکی اش را استفاده ابزاری نخواستم شاکر لحظه بود
به قرینه فندک خر شده بودیم انگار حق مرا حقوق خورد
صندلی از ابتدا اشتباه نبود منِِِِِ مترسک آب میخورد
شیطان پسم زد ریش های گندآب را
کاش لاقل عینک ...
زمان های از دست رفته پاک پاک
خودفروشی ممنوع
آن هم به فال هایی که قداست مکان را قورت داده اند
مرد خود را فروخت به دودهای مکرر تناسل
/ح/،/_ِ/م/،/ا/،/ی/،/_َ/،/ت/
پیشنهاد سه رقمی که توی کافه تلوتلو خُورَد
من هم گیلاسی بالا،بنگ،علف کشیدم
کسی از شال گردن خدا تاب خورد شال های شالیزار
ما مردگان هم بودیم هم بودیم
ما ویریجینیا ولف همدیگریم
/اِ/،/ش/،/ت/،/ر/،/ا/،/ک/
ادامه؟ ما عینکی هستیم خدا هم
وصله های هفت
نورپاشیدنش را آغازیدین گرفت
پونش معنای جدیدی داشت
بی دلیل هم عینک خود را یافت
و ریدن باریدن گرفت
خدا هم کمی آن گوشه ها پیدا بود
انگار شلوارش آلت شده بود
و دو نفر جا گرفته بازی میکردند
کاشته برداشته
سیگار شعله های عمودی را بلعید
حذف فعل ها جایز نیست
این قفل با هیچ سنجاقی شاید باز شود
تپش خاکستر مرده بکارت خود را معنی میکند
بکارت مردی شبیه کیانوش کریمیان که برخورده بود توی قاب سه دختر
کسی ریشش را بوسه داد
المیرا نبود جایش میدادیم شاخه نور میشد
لب های ماه صورت ماه ساعت ماه همه چیز ماه میشود
از شمال و جنوب قطب نما میافتاد بیرون
بیرون مردی که لوتوس مینشیند روی ذکرهای منفی
عاشورای تمام بلندی های حلیم
سوسک میدوید و المیرا زیتون شیزوفرنی را
ثبت لحظه ها مینوشید و نوش
کیانوشِ عزیز ،کریکیان دختر بوسه های عسلی را دفن کرد ،
استعفا، استعفا
MORمورمورش را ای گوتنبرگ ای عود حمید
زنی با صورت قرمز خون پاشید
شلوار خدا فراموش شد آلتش هم
سیگار حرامی ما دلدادگان میز بغل
کسی نبود همین کنج ها بغلش بگیرم
پیشنهاد سکسی که در سینه ام تکان خورد
من خدا نمیشدم له میشدم
نگین های تو فرزانه وار گودو را هشت و نیم میکند و تعطیل .
من به...... شدن خود اعتقاد ایمان بیاورید
نقطه چین = خدا
تو هروقت کنار منی بال بال میزنی
به شدت فرشته شده ام
سلام عقربه های بادی آسیاب بالغ شد .
