تبليغاتX
کافه مشترک

کافه مشترک



فریبا فیاضی:مشکی


رضا مولائی:زرد تیره


قرمز: علی سطوتی قلعه


آبی :فرزانه مرادی


کیان محمودیان:صورتی یواش


گفتگوها: داود میریونسی ،سامان آزاد مقدم،کیانوش الطافی




ما رسماً لز شدیم در لژی عمومی . تا منتظر تمام ادامه دهندگی ها.


وقتی سرده،وقتی لیزه ووقتی همه چیز چزبی و آرامش داده،میتونی بری تو یه رستوران گرم و داد بزنی"یه استیک پنگوئن میخورمmedium….باشد لطفا ًآقا"....


به انواع مختلف مورچه هایی که زیر سرم را بلند میکنند خیانت میکنم


زنجیرهای مستمر بگیرم را کنار میگذارم تا حرفهایم به آب برسند


طبقه های فوقانی سینه ام به تصرف در آمده است


احمق کوچکی که در ناف کوچه به رقص می افتد می شاشد


مطمئناً چشم هایی بازند تا مرا از رسمیت بیاندازند


قابِ وحشیانه ای که هیکلم را می پوشاند چه پیشرفتِ مهمتری دارد


لای انگشت های من خودکار بگذار تا جیغ جنسی ام رابشنوم


سابق بر این تناسب خم شده ای به سر می بردم که تا امروز


مهر محکومیت را ها میکند


حمام های عمومی را جان هر جنده ای که کم تر حساب میکند، بسازند


گاهی شهروندان گرامی باید خداحافظی کنند تا ور برویم تا میروند


در کد های علی آبادی اش یافت شده بود


در دهکده های جنسی ام شاه راهی می افتاد


برسماک عزیز الاغ دست و پا افتاده ی مهجور


پشت همه راه ها سگی جان بر کف افتاد


کارگرهای مشغول خودشان برف شدند


و ما آداب قهوه ای را در خود کشیدیم


در پیکان مردهایی که بالا افتاد پلکان


پله


پله


پله


پله



غسل تعمید در کدگزاری مانوی شکل


شاید در محیط های کاتر شکل گرفت


پرستیژ شریعت مدنی را


مداد شمعی های دست بالا آخر مرا به لو میدهد


آخر این هفته پا به پای صندوق های رای دهندگی


به خودتان بدهید با دست های خودتان توی خودتان کار کنید


جق زدن از افتادن روی تخت زیر خود افتاد


من چه طور از رو بروم زیر پتو از زیر خودم چطور بروم ؟


بعد دیوار بلند شد و اندام جنسی اش را به رخ همه کشید بالا


میشد پله به پله کار کرد


منطق شاشیدن پای دیوار و حسرت فعلی که از وانموده حاصل بود


حرام دادن


زنای به محارم کردن در هر شریعتی منع شود باکلود لوی استروس در جریان است


همه ما از سوراخی آمده ایم که نباید ؟


همه ما پشت درهایی که در درها


پشت در ها همیشه دست ها در کارند میشل فوکو در جریان است


دردهای بی مجوز دردهای پا به پا دری


کارگزاری در خودکردگی


در خودکوبی


کارکردهای های و هوی و بی بی رو شد


فرش آذری،گلیم کاشانی،جاجیم کردی،گبه بویر احمدی ....


تو زیباتر از آنی ،زیباتر از هر طرح و نقشی،زیباتر از هر ترنجی عکسی ،تصویری


وینستون ،ماربورو،کنت،بهمن،کاپیتان بلک،آرام کننده از نیکوتبنی


تو با شکوه تر از آنی که در کلام بگنجد


در کنار جمعی از مستجلقین


و کار مشترک ها که ما خارج شدیم . خارج میکنیم برای خارج شدن از خارجی های داخلی / شب / روز/در کمد دیواری


در اینسرت دراز . برویم.


...............!


ax :farzaneh moradi _kafe 8/5



22/9/85


کافه هشت و نیم چهارشنبه






+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 20:55  توسط کار مشترکی ها   | 




فرزانه مرادی :آبی


فریبا فیاضی:مشکی


مهدی محمدی:بنفش






امروز چندم سال است که تمام هستی ام را ریخته ام زیر پام لای پام خالی است اما در محوطه ی اعضای باقی نمانده چیزی و توی دستهایم . دستهای کسی سرد است باید در بیاورد باید رو کند باید ترتیب اثر بدهی باید نه . اینطور نیست که کسی در خودش باشد و بیرون را خالی نکند . اینطور نیست ؟


چالم را روی گونه چال می شوم


ما دو تا سه را زیر باران سر کشیدیم


سیر سیرم بداهه هم بهانه ای شد برای شروع


از نو دوباره تا رج می زنم


نقش بازی میکنم در مقاله های لینک نشده


گورم را گم کنید شبم را تنهایی بسازید


در ته درآوردن از جایی دیوار خالکوبی شده از هوا افتاد بیرون


جلوی هی پاپ در جاش می شود بغل بازی در هر کاش


ماش های راش زده روزهای باش افتاده


رابطه عاطفی سه نفر در هنر برتر


زنده بازی در دیالوگ های ستاره ای


زمان کم می شود اعتیاد در گرایش موزونی راه می افتاد بیرون گراس


خارهای بخاری گرم شدن در دستهایت


مری مری با حرف هایت چاقم کن


ادامه در خطی دیگر روایت کردن کردن کردن


اینجا جا افتاده بودم حالا که به نوبت است اینجا را از جا نمی برم جا جا بازی نداریم . جاها را جمع کنید لطفا تا جای جدید دیگری . تا بعد پسر بعدی لطفا :


سُر را سَر لا به را از اول می شوم


شما از ما می ترسیم با فرار که می کنیم


من دیر میشوم


دیر تر شده ام


می خواهم خواب را زیر تنی از نو شروع کنم


زیر باشم بعد رو تا دوباره از اول


صدای جیر جیر از بالای سرم


فوج فوج می شوم


حالا جلو جلو ۳ شدم در میز که ۵ شد


جلو جلو تر که باشم دیر هم نمی شوم نه ...........


تمام بوها را کشیده ام ماشه را چکیده ام و تا جلوی دماغ تو . تو انتهای چشایی هستی که بوها را می مکی میدانم از تو از این ضمیر له لورده رهایی ندارم که عایشه روی کوهان من سوار است . اسبهای رمانده تا دشت های من چقدر سبز بود . آه . من امشب تغزل کسی را در کوله پشتی ام که فرسوده پنهان می کنم . من امشب مخفی کاریم . کتری از دستم بر می آید . بچه های همه کاری . باید توالی شوند تا خود . راهی شهر دیگری هستم . راه مانده نمانده جاده چیست . اصلش را می گوشم ترانه ای آرام لا شاته می کارتِ به کارت کاری نداریم تو آزادی . امسال چندم روز است من سه روزه ام فعلا . بعدی لطفا :


در سالهای دیگری سگهای ایتالیا


در میان بود


در میان میانه اندامی


اینجا همه چیز شیما در فنجان بور مسیو ربانتی مایورا


لیلا دیده می شود مسیو ربانتی مایورا


ما را به خودبکش در کش مکش شور بختی


چپ دست ما بزرگ شود


دراتی یو ماسیو در سلاکو انانتا نیور ماروسی


گراش در بلندای نمک عشق بازی کرد


در سر زمین دیگری سیر می شوم


در هوا که زمین


کشیش حشیش کشید پاپ عزیز کج شدن تو را


سگ های ایتالیا را دوست دارم سیاه شدنش را


ماه شدنش را کار شدنش را


ای آن تنی که به تنم درخت توت کاشت


در یوزپلنگ می شود خوابید


کارهای دیگری هم می شود کرد


زیتون های ویرانی


چند چند هشتاد و چند خانه مهدی محمدی جایی صنعتی جای هوا کش سه نفر لخت وزیدند


ریدشمان شاعران حرفه ای نما در نمایی درشت


با شرکت لئون ___ ماتیلدا


کلاه گشادی که بر سر سطر رفت


تنها بودن مان تن ها لخت شدنشان را دید زدیم


در ریدمان حرفه ای از خودمان شعر


گفتی از خانه نوشتی از مکان . می آئیم . ما گروه سیار شهریم به خانه همه شما سر می زنیم . سر خواهیم زد . منتظر بعدی ما باشید . به همه جای شما سر خواهیم درآورد . تن خواهیم درآورد . جلوی در نایست . میکروهرکول عظیم ما . او پر از این اسمهاست . فرزانه مرادیِ کارگزار . و من هم کارگردان کارگرهای جمله بیاد آور. تمام جمله ها را از یاد می آورم بیرون تمام مواقع همینطور است . تمام لذت من همین است . چیزی دست کسی هست . یا نه ؟ چطور نمی توانم با این همه روان گردان بنویسم چرا باید بیشتر از قبل و کمتر از همیشه باشم . چرا ؟ این همه چرا و چرا سیر نمی شوم . من گرسنگی را تشنه ام . می خواهم می خواهم تهش را بزنم . شعر که هیچ . هیچ چیز دیگر : من که هستی نداشتم معشوق داشتم . عاشق داشتم چیزهای زیادی داشتم حتما . بداهه که تمامش همین نیست .


ما برنامه های آنلاین زیادی داریم . لو لی تا چاق شدن دیگر کافی نیست . باید منفجر کرد . من در درجه انفجار له هستم . فرزانه باید برنامه های بهتری داشته باشد. باید رو کند . ما که منتظر هستیم . شما هم منتظر باشید. دنبال اسمهای منحنی هستیم . اسمهای ایرانی و اتاق رو به کمد . هِی هِی ری ری ٬ ری را . میز پشت موزیک آشنای چوبی است . دنبال چوب بهتری نیستیم . می جوم که تنها را باید عوض کنیم . چرا از ضمیر مشترک رد نمی شوم . چرا هنوز در نفس های باد غوطه ور می آورم . چمدان نیست کوله پشتی فرسوده است که چیز ها را پنهان کرده . پسر بعدی لطفا که همان اولی است با پلیور راه راه .


خط لبهای مادر روی سیگار سکس را سر می کشد


وای س... را ترکش گفته ام


پشیمان را بالا تر می روم


خوابِ خواب آلودم را در در خواب که در خوابی به خواب رفته ٬ خواب دیدم


که عاشق حرفه ایِ کریستف کلمب زیر داستین هافمن فرش شد


این روی صفحه هم تانگو های خواهرانه دخترانه رقم می خورد


چیزی که من هم با هم همه شروع شدیم


کشیده بلند میشویم تا همین الان بالا باشیم


خنده خنده خنده دار بار دارم کنید


با فسفری و زرد در آمیخته می شوید


من هم سیاه سیاهم


خوابیده های قدیمی قدمتشان را به رخ می کشند


شاید مسیحی هم شدند


من نه نه من ما من و ما هم و ما من هم هم زدیم


چطور دورادور دوران خودم بلند تر می شوم


سقف به سرم می خورد تا دولا باشم


بی خیال بی خیالم تا سطر بعدی دوباره کسی باشد که می ارزیم


در حشر زبانی از زمانی کرد توش کرد توش که آفرین ٬ مرسی


این دیالوگ هادی است من معذرت می خواهم


چنگ می زدم چنگ می زدی ما کارهای بهتری بلد بودیم


پسری هندی در تاج توی بساط گراس ماش ماش هاشور می شود


سیخ خیابانی در دزد بازی رذل کاری


گوشی ؟ كوشی؟ چراغ موشی ؟


آمیز عبدالطمع پایان شعر را اعدام کرد .


کافه سیاه و سفید


18/9/1385


ax:Mahkame  Eslami

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 15:48  توسط کار مشترکی ها   |