فرض محال
فرزانه مرادی
![]()
الهام ملک پور
. . . .
خواب رودهای سفید در تن من به شما مربوط می شود
در مکان های مشترک قابل خرید می مانیم
مین های ضد نفر
در خواب پاهایم از من می روند
بسیاری هستند که این را نمی دانند
. . . .
راه پیمایی در سراسر خوابت نشانه گیری می کند
زه دست اطرافیانی ماند که در تنت سنگین است
چشم بر مین می گذارم و تنزده می خوابم
از امکانات هم نشینی در پیاله های چای
پا پس کشیدن از حدود بساوایی
شیرهای گرم
در امکانات اتفای حریق
در سوراخی که ار جهان آب می خورد
در شاهرگ آمدانه ام
در کارمزد ناتنه ی خدا پس سه راهه ی مخدوم
چاه بزرگم چشم
آه بزرگم راه
بازی تمام شد
در سلول های نمکی
بازی کردم در ضمیرهای مبهم، حروف زهی به شکل ساده ی گوش ماهی
به مردم بگویید تا ساده بمیرند
اسم هایی که می شود نامید
استعداد مردن در مواجه با اسم هایی به سادگی گوش ماهی
در همه جا گوشواره های شیاطین آویخته ای
سلول انفرادی ام خونریزی داشت
از سر تا پایش بِلوند سرخ داشت
باید تمام این ماجرا را به دست های الهام ملک پور می بستم
پسته شور در چشم یک نفره ام بی تاثیر نبود
باز شدن یک در
سمت حباب های هیدروژن
بیرون رَوی ِموهای کم خون
در دو سوی رودهای سفید
فرزانگی در زنانگی به انجماد می رسد
می روند و خسته باز می گردند
خستگی را برمی گردانم پشت پیانو
اسامی درونم به پرواز می کنند
کمی شاشیدن مفید به اطمینان واقع است
ناخانوادگی عزیز مشروب را پست کرد
خانگی شدن و نوشیده شدن با حروف ربط
شراب بُردو در تالارهای SMS
تمام شد!
30 اردیبهشت ماه 1386
